نيمانيما، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 27 روز سن داره

تك ستاره زندگيمان نيما

جملات زيبا براي پسر نازم

هيچ وقت به خدا نگو يه مشکل بزرگ دارم به مشکل بگو من يه خدای بزرگ دارم زندگی کتابی است پر ماجرا هيچگاه آن را به خاطر يک ورقش دور نينداز جائی در پشت ذهنت به خاطر بسپار که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست برای آنان که مفهوم پرواز را نمیفهمند هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر میشوی   زندگی باور ميخواهد آن هم از جنس اميد که اگر سختی راه به تو يک سيلی زد يک اميد قلبی به تو گويد که خدا هست هنوز •هيچ وقت در خوشی ها خدارا فراموش نکن تا در ناخوشی روی پناه آوردن به درگاهش را داشته باشی . اگر کسی را نداشتی که به او بیندیشی به آسمان بیندیش ، چون...
30 بهمن 1390

سفر به قم

خوشكل مامان ديروز با آقاجون رفته بودي قم زيارت حضرت معصومه شنيدم كه واسه مامان و بابا هم خيلي دعا كردي قربون دل مهربونت برم من كه با اون دستاي كوچولوت به ضريح دستت رسيده بود و نذري انداخته بودي .چند تا از عكساتو كه آقاجونت ازت گرفته مي ذارم ... ...
17 بهمن 1390

حرفهاي روزمره

سلام ماماني من چند روز ميشه كه سرم شلوغ شده نتونستم بيام اينجا و مطلب برات بنويسم .آخه جديدا بافتني ياد گرفتم و حسابي مشغولم .البته از 7 صبح تا 5 بعد از ظهر كه شركت هستم بعد ميام دنبالت از مهد ميارمت خونه(آخه مهدت نزديكه خونمونه يعني 5 دقيقه فاصله داره) از ساعت 6 هم شروع به بافتن مي كنم به مدت 1 ساعت بعدشم شام درست كردن و رسيدگي به كارهاي خونه.واقعا سرم شلوغه ماماني من برات كلاه و شال گردن بافتم كه بعدا عكسش رو مي ذارم تا دوستات هم ببينند واسه خودم شال و براي بابايي پليور دارم مي بافم حالا وقتي تموم شد عكساشو مي ذارم تا همه ببينند.دوست دارم گل پسرم ...
16 بهمن 1390

سفر دو روزه به شمال(از 10/22 تا 10/24)

عزيزم براي روز اربعين كه تعطيل بود راه افتاديم رفتيم شمال آخه چون كه من سركار ميرم فقط منتظر يه تعطيلي هستم كه من و تو و بابا بزنيم به سفر البته خيلي كم بود ولي خوش گذشت خيلي هم خلوت بود كه واقعا ارزش رفتن رو داشت چند تا از عكساي آتيش بازي و قليون كشيدن بابايي رو مي ذارم براي يادگاري ...
25 دی 1390

عكسهاي دوران نوزاديت(سال 1386)

عزيزم چند تا از عكسهاي نوزاديت را مي ذارم تا به ياد اون روزها باشيم كه چقدر برات دعا مي خونديم تا كنار ما بموني و تازه مي خواستي جون بگيري و بزرگ بشي و ما چقدر نگرانت بوديم آخه تو زود به دنيا اومدي.الهي كه هميشه سالم و صالح كنار ما باشي اين دعايي ست كه هميشه و در تمام لحظات از خدا خواسته ام...                                                ...
18 دی 1390

خوابيدن ملوسم

خوابی؟دلم می خواد آروم خوابیده باشی بی ترس، بی دلهره، بی دلتنگی دلم می خواد وقتی خوابی اونجا باشم دم در وایسم، سرمو بچسبونم به چارچوب، نگات کنم خوب بخوابی گلم خوابای رنگی ببینی تو بخواب نازنینم به جان تمام دلواپسی هایم قسم که لحظه ای دیده بر هم ننهم و نگهبان تمام غزل های بر باد رفته باشم قول می دهم یک مو نیز از سر قاصدک رویاهایت کم نشود تو بخواب نازنینم .... شب به خیر   ...
11 دی 1390

شب يلدا

عزيزم برات مي نويسم كه شب يلدا خونه آقاجون چقدر بهت خوش گذشت و يادت هست كه چه اندازه شيطوني كردي البته تو نگران نباش چون همه اونقدر دوست دارند كه دعوات نمي كنند ولي همه چي رو بهم ريختي و تا تونستي هندونه خوردي .نوش جونت.اميدوارم يلداهاي زيادي رو ببيني و هميشه در كنار ما باشي و با شيطونيهات ما رو سرگرم كني.قربونت برم     ...
3 دی 1390

چند اس ام اس درباره شب يلدا

پيشا پيش شب يلدا به همه بچه هاي نيني وبلاگ مبارك باشه. در زير چند تا جمله مرتبط با شب يلدا تقديم همه مي كنم : تو خوبي! تو بهتريني! تو تکي! . . . . . اينم از هندونه شب يلدات. بذارشون تو يخچال خنک شه ! يلدا مبارک! بيا اي دل کمي وارونه گرديم براي هم بيا ديوونه گرديم شب يلدا شده نزديک اي دوست براي هم بيا هندونه گرديم من دارم جمعه مي رم، فکر نکنم ديگه همديگر رو ببينيم... منو فراموش نکن و به خاطر تمام بدي هام منو ببخش... از طرف پاييز توي سرماي اين شب طولاني به فکر بي خانه مان هايي که چشم ميزنند زودتر صبح بشه هم هستي ؟     ...
29 آذر 1390

يه شعر خوشكل براي پسرم

قلبم،عشقم، نفسم، عمرم، زندگیم چند روزه پیش تو اینترنت یه شعری دیدم که شاعر آقای مهدی صادقیان برای تولد 7 سالگی پسرش نوشته بود خیلی خوشم اومد  جاهایی که آبی تایپ شده رو خودم نوشتم تغییراتی روش انجام دادم امیدوارم تو هم خوشت بیاد با اجازه از شاعر محترم آقای صادقی و وبلاگ" آروين آتيش پاره مامان و بابا" نازنین ماه شب چارده من                  گل خوش رنگ و لعاب زندگی چهار بهار میگذره از زندگیت                  آرزومه باشی همیشگی میدونی همین دیروز بود انگاری  &...
28 آذر 1390